از عدالت طبقاتی تا عدالت معرفتی: نقد مرکزگرایی چپ ایران و تجربه آذربایجانیها
تحلیل بیعدالتی معرفتی ابزاری اساسی برای نقد ساختارهای دانش و بازاندیشی در علوم انسانی و اجتماعی، بهویژه با رویکردی عدالتمحور، فراهم میآورد.
تحلیل بیعدالتی معرفتی ابزاری اساسی برای نقد ساختارهای دانش و بازاندیشی در علوم انسانی و اجتماعی، بهویژه با رویکردی عدالتمحور، فراهم میآورد.
طعنهآمیز خواهد بود اگر پس از پایان جنگ کنونی، «ایران» به زانو درآید اما جمهوری اسلامیِ ضعیف و زخمخورده به حیات خود ادامه دهد.
درصورت خیزش پیرامون، ممکن است وضعیتی پیش بیاید که در آن دولت مرکزی همچنان در تهران بر سر قدرت باقی بماند، اما در برخی مناطق پیرامونی اقتدار آن تضعیف شود. چنین وضعیتهایی میتواند به شکلگیری مناطق نیمهخودمختار منجر شود.
در دیماه بیشک یکی از هولناکترین جنایتهای تاریخ مدرن ایران به وقوع پیوست. این مقاله نشان میدهد که تولید امید سیاسی در شرایط اقتدارگرایانه میتواند همزمان نیروی محرک بسیج و زمینهساز برآورد نادرستِ ریسک باشد.
«زن، زندگی، آزادی» یک قیام تکثرگرا بود. رسانههای دیاسپورا از طریق بازتعریف ناسیونالیستیِ آن در یک چارچوببندی تمرکزگرا، آنرا به یک روایت تکصدایی از «وحدت» تبدیل کردند که خود وسیلهای برای حذف شد.