از عدالت طبقاتی تا عدالت معرفتی: نقد مرکزگرایی چپ ایران و تجربه آذربایجانیها
تحلیل بیعدالتی معرفتی ابزاری اساسی برای نقد ساختارهای دانش و بازاندیشی در علوم انسانی و اجتماعی، بهویژه با رویکردی عدالتمحور، فراهم میآورد.
تحلیل بیعدالتی معرفتی ابزاری اساسی برای نقد ساختارهای دانش و بازاندیشی در علوم انسانی و اجتماعی، بهویژه با رویکردی عدالتمحور، فراهم میآورد.
«زن، زندگی، آزادی» یک قیام تکثرگرا بود. رسانههای دیاسپورا از طریق بازتعریف ناسیونالیستیِ آن در یک چارچوببندی تمرکزگرا، آنرا به یک روایت تکصدایی از «وحدت» تبدیل کردند که خود وسیلهای برای حذف شد.
تحریمها فقط فقر نیاوردهاند بلکه یک اقتصاد سیاسی مشخص ساختهاند که در آن دلالیِ رانتی، انحصار واردات، قراردادهای «خودیها» موتور واقعی سود میشود. همینجاست که تحلیل باید از «تحریم» عبور کند و به «دولت» برسد و درست همینجاست که گفتوگوی تیپیک ضداستعماری تبدیل به محصول تبلیغاتیِ رژیم سرکوب می شود.
مطالبات اقتصادی در ایران ذاتاً سیاسیاند. اقتصاد نمیتواند از سیاست جدا باشد، این اعتراضات همچون جنبش «زن، زندگی، آزادی» جنبشی فراطبقاتی و متکثر است؛ که میتواند چهرهی مشخص جنبشهای اجتماعی قرن بیستویکم باشد. در این تظاهرات، پیوند مطالبات اقتصادی با «منزلت و آزادی انسانی» بهوضوح قابل مشاهده است.
تاریخ لرها مملو از فجایعی است که رژیم پهلوی در حق آنان مرتکب شده است. معما اینجا است که همین رژیم یا طرفداران آن به نحو غریبی موفق شدهاند حافظهٔ تاریخی (شمار نسبتا زیادی از) لرها را چنان دستکاری کنند که قتلعام مردم خود را ناچیز انگاشته و قصابان لرستان را ببخشند.